درد بزرگ ایران امروز

 درد بزرگ ایران امروز

 

...آنچه در سطور زیر می خوانید، بخشی از مسایل اصلی کشور است که نه توسط دشمنان و بدخواهان و سیاه نمایان که در همین رسانه های خودمان و توسط مسوولان و کارشناسان مطرح شده اند و با مروری بر تیترهای رسانه های کشور به راحتی قابل دسترسی اند.
البته هیچ کشوری نیست که فاقد مشکلاتی مانند آنچه ذکر شد باشد، طبیعتا همه مشکل دارند. اما مشکلی که از همه مهم تر است اینکه توجهات عمومی در کشور ما از مسایل اصلی و مهم منحرف شده و به حاشیه ها رفته است

 

ادامه نوشته

تفاوت، تشابه آدم‌هاست


هر انسانی از اتفاقات و خاطرات گوناگون زندگی خویش برداشت‌های مخصوص و ویژه خود را دارد و همین برداشت شخصی افراد است که افکار و به دنبال آن احساسات متفاوتی را بوجود می‌آورد.آدم‌ها حق دارند، همه آدم‌ها حق دارند که با توجه به این برداشت‌‌های ذهنی فکر کنند، حس کنند و برای زندگیشان تصمیم بگیرند. همین برداشت‌های متفاوت است که باعث می‌شود آدم‌ها با هم تفاوت داشته باشند. به راستی اگر ما پذیرش داشتیم، پذیرش شنیدن نظرات و عقاید گوناگون و نوع زندگی‌های متفاوت و.......... آیا واقعا نزاعی در می‌گرفت؟ چیزی در همه آدم‌ها مشترک است و آن هم متفاوت بودن آدم‌هاست. اگر ما آدم‌ها را با تمام تفاوت‌ها، سلیقه‌ها و انگاره‌هایشان بپذیریم و درک کنیم، به همه آنها حق بدهیم; از همه مهمتر نقش خودمان را درهر اتفاقی بپذیریم، آن وقت دنیایی خواهیم داشت سرشار از صلح و آرامش.«و ملت‌ها، گرچه خود نمی‌دانستند، در ژرفای قلبشان گرسنه و تشنه آموزه‌های متعالی بودند تا هر آنچه روی زمین یافت می‌شود، تعالی بخشند. آنها طالب آزادی روح بودند تا بیاموزند چگونه با همسایه خویش زیر نور خورشید و در دل شگفتی زندگی، شادمانی کنند. زیرا همین آزادی مغتنم است که انسان را به خدای نادیده نزدیک می‌کند، تا بدون ترس و بدون شرم به او تقرب جوید

دوست يا دشمن

منوچهر احترامي داستان نويس كودكان و نوجوانان بود كه در اسفند 87 ديده از جهان فروبست

متن زير داستان كوتاهي از اوست

 

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان